اینکه من با دلم چه می‌کنم روشن است. اینکه با چه تیغی می‌نوازمش، به چه دردی سیاهش می‌کنم، به چه بلایی گرفتارش می‌کنم، سهم من است.

تو چه حقی داشتی؟ مطلقا هیچ.

از اینهمه تنها حیف ماند. حیف از من. طعم گس نومیدی ماند، که آنکه فرق می‌کرد باز هم من بودم. تو از قماش همگانی.